" كتابخانه عمومي مسجد جامع كرمان "

کسی که با کتاب آرامش می یابد، هرگز آسایش از او سلب نمی شود. امام علی (ع)

درباره من
در سال 1357 در یکی از حجره های مسجد جامع پایه کتابخانه ای کوچک ریخته شد که مجموعه ای از کتب اهدائی مردم بود. به مرور زمان و با افزایش تعداد کتب و مراجعین و جهت ارائه خدمات بهتر ساختمان فعلی کتابخانه در زمینی که از طرف مرحوم حاج ماشاءا.. و حاج کاظم کـــریم زاده کارنما وقف مسجد گردیده بود احداث گردید .
کتابخانه از بدو تأسیس تا دی ماه 1378 توسط مرحوم حجت الاسلام و المسلمین حقیقی (ره) اداره شد و از این تاریخ به بعد درچرخه کتابخانه های عمومی کشور قرار گرفت و هم اکنون تحت نظارت نهاد کتابخانه های عمومی کشور فعالیت می نماید .
نويسنده :کتابدار
تاريخ: سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت: 8:2

مشکل ما: خوانش مدرن و اگزیستانسیالیستی رباعیات خیام

پدیدآور: فرامرز معتمددزفولی

تفاوت شعر خیام با شاعران و سرایندگان دیگر در این است که یک «مشکل» و «مسئله» لاینحل بر کل وضعیت و زمینۀ مورد توجه او چنبره زده و آن را به تمامی دربرگرفته، ‌به‌گونه‌ای که هیچ گریزی از آن نیست. نه می‌توان آن را حل کرد و نه بر‌طرف. آنچه خیام مشکل می‌نامد دور نیست به آن چیزی که قرن‌ها بعد فیلسوف اگزیستانسیالیست فرانسوی گابریل مارسل در فرق معما و راز می‌گوید: معما و مسئله می‌تواند قابل حل باشد اما آنچه به‌نفسه باوجود شباهتش به معما و مسئله قابل حل‌و‌رفع نیست راز است، ‌همچون گره فروبسته عشق و مرگ. مرگ‌اندیشی در رباعیات خیام با اوصافی که ذکر شد و با تجسم مادی و زنده‌ای که از مرگ به دست می‌دهد و پرسش‌هایی که در این باب مطرح می‌کند و نقشی که از مرگ تصویر می‌کند، جایی برای انکار مرگ و مردن در هیچ یک از اشکال متنوع آن باقی نمی‌گذارد. خیام در حجم کوتاه رباعیات خود در نهایت سادگی و ایجاز فلسفه‌ای را بیان می‌کند که هنوز جذاب و تأمل‌برانگیز است و برخی از تأثیر آن بر آرای اندیشمندان اگزیستانسیالیست سخن می‌گویند. مرگ در تار‌و‌پود این فلسفه به چشم می‌خورد. این کتاب بازخوانی و خوانش مدرن رباعیات خیام است. بازخوانی رباعیات او از خلال فاصله دور و دراز نهصدساله، فاصله‌ای كه اینک دوری و طول آن را در تفاوت دو جهان سنت و مدرن از هم می‌بینیم. جهان سنت جهان رمز و رازها و ذهن‌های اسطوره‌اندیش و جهان مدرن جهان افسون‌زدایی شده و عقل‌گرا و فردیت‌محور. اگرچه می‌دانیم خیام ساکن جهان سنت است ولی او غریبه‌ای بیش در این سرزمین نیست. او مخالف‌خوان و حاشیه‌نشینی است که صدایش پیوسته در صداها و گفتمان‌های دیگر گم می‌شده و کمتر به گوش می‌آمده است. اما اینک بازخوانی مدرن و خوانش اگزیستانسیالیستی رباعیات او، قرار دادن خیام است در سرزمین و زمینه جهان مدرن. اگر در جهان سنت رباعیات و افکار او برای مردمان آن سرزمین زودهنگام و بدعت‌آور و انکارآمیز بود، ولی در این زمینه جدید ما همه مشتاق و علاقمند شنیدن افکار و پرسش‌های او هستیم. پرسش‌هایی که هنوز از خلال قرن‌ها صدایش به گوش ما می‌رسد. «مشکل ما»، مشکل خیام است، مشکلی که از بیت نخست دیوانش تا به انتها رهایش نمی‌کند و با او درگیرست. درک زمانمندبودن آدمی و میرندگی او، حس سایش فرساینده‌ای که زمان بر تن و جسم او و همه چیز که در پیرامونش است می‌اندازد.