مشکل ما: خوانش مدرن و اگزیستانسیالیستی رباعیات خیام
پدیدآور: فرامرز معتمددزفولی
تفاوت شعر خیام با شاعران و سرایندگان دیگر در این است که یک «مشکل» و «مسئله» لاینحل بر کل وضعیت و زمینۀ مورد توجه او چنبره زده و آن را به تمامی دربرگرفته، بهگونهای که هیچ گریزی از آن نیست. نه میتوان آن را حل کرد و نه برطرف. آنچه خیام مشکل مینامد دور نیست به آن چیزی که قرنها بعد فیلسوف اگزیستانسیالیست فرانسوی گابریل مارسل در فرق معما و راز میگوید: معما و مسئله میتواند قابل حل باشد اما آنچه بهنفسه باوجود شباهتش به معما و مسئله قابل حلورفع نیست راز است، همچون گره فروبسته عشق و مرگ. مرگاندیشی در رباعیات خیام با اوصافی که ذکر شد و با تجسم مادی و زندهای که از مرگ به دست میدهد و پرسشهایی که در این باب مطرح میکند و نقشی که از مرگ تصویر میکند، جایی برای انکار مرگ و مردن در هیچ یک از اشکال متنوع آن باقی نمیگذارد. خیام در حجم کوتاه رباعیات خود در نهایت سادگی و ایجاز فلسفهای را بیان میکند که هنوز جذاب و تأملبرانگیز است و برخی از تأثیر آن بر آرای اندیشمندان اگزیستانسیالیست سخن میگویند. مرگ در تاروپود این فلسفه به چشم میخورد. این کتاب بازخوانی و خوانش مدرن رباعیات خیام است. بازخوانی رباعیات او از خلال فاصله دور و دراز نهصدساله، فاصلهای كه اینک دوری و طول آن را در تفاوت دو جهان سنت و مدرن از هم میبینیم. جهان سنت جهان رمز و رازها و ذهنهای اسطورهاندیش و جهان مدرن جهان افسونزدایی شده و عقلگرا و فردیتمحور. اگرچه میدانیم خیام ساکن جهان سنت است ولی او غریبهای بیش در این سرزمین نیست. او مخالفخوان و حاشیهنشینی است که صدایش پیوسته در صداها و گفتمانهای دیگر گم میشده و کمتر به گوش میآمده است. اما اینک بازخوانی مدرن و خوانش اگزیستانسیالیستی رباعیات او، قرار دادن خیام است در سرزمین و زمینه جهان مدرن. اگر در جهان سنت رباعیات و افکار او برای مردمان آن سرزمین زودهنگام و بدعتآور و انکارآمیز بود، ولی در این زمینه جدید ما همه مشتاق و علاقمند شنیدن افکار و پرسشهای او هستیم. پرسشهایی که هنوز از خلال قرنها صدایش به گوش ما میرسد. «مشکل ما»، مشکل خیام است، مشکلی که از بیت نخست دیوانش تا به انتها رهایش نمیکند و با او درگیرست. درک زمانمندبودن آدمی و میرندگی او، حس سایش فرسایندهای که زمان بر تن و جسم او و همه چیز که در پیرامونش است میاندازد.
