" كتابخانه عمومي مسجد جامع كرمان "

کسی که با کتاب آرامش می یابد، هرگز آسایش از او سلب نمی شود. امام علی (ع)

درباره من
در سال 1357 در یکی از حجره های مسجد جامع پایه کتابخانه ای کوچک ریخته شد که مجموعه ای از کتب اهدائی مردم بود. به مرور زمان و با افزایش تعداد کتب و مراجعین و جهت ارائه خدمات بهتر ساختمان فعلی کتابخانه در زمینی که از طرف مرحوم حاج ماشاءا.. و حاج کاظم کـــریم زاده کارنما وقف مسجد گردیده بود احداث گردید .
کتابخانه از بدو تأسیس تا دی ماه 1378 توسط مرحوم حجت الاسلام و المسلمین حقیقی (ره) اداره شد و از این تاریخ به بعد درچرخه کتابخانه های عمومی کشور قرار گرفت و هم اکنون تحت نظارت نهاد کتابخانه های عمومی کشور فعالیت می نماید .
نويسنده :کتابدار
تاريخ: سه شنبه چهارم خرداد ۱۴۰۰ ساعت: 8:45

برشی از کتاب خرمشهر کو جهان آرا :

شهید محمدعلی جهان‌آرا در سال 1333 در خرمشهر متولد شد. شهری زیبا با مردمی خون‌گرم و دوست داشتنی که خاطره دلاوری‌هایشان برای همیشه در تاریخ کشور ما باقی خواهد ماند. نوجوان بود، حدوداً سیزده‌ساله، که پایش به فعالیت‌های دینی در مساجد و هیئت‌های مذهبی باز شد. به مسجد می‌رفت، در کلاس‌های آموزش و تفسیر قرآن شرکت می‌کرد و عضو ثابت جلسات هفتگی هیئتهای مذهبی بود. در تمام این کارها برادر بزرگش، علی، مشوق و راهنمایش بود. یک سال بعد برادرش او را با یک گروه مبارز مخفی به نام «حزب‌الله خرمشهر» آشنا کرد و محمد بی‌درنگ وارد آن شد. دو سال بعد، یعنی در سال 1351، گروه حزب‌الله توسط عوامل ساواک شناسایی شد و تمام اعضایش، از جمله محمد، دستگیر و زندانی شدند. محمد به همراه دیگر اعضای گروه در دادگاه نظامی محاکمه شد و به خاطر سن کمش او را به یک سال زندان محکوم کردند. سال بعد وقتی که از زندان آزاد شد از او تعهد گرفتند و تهدیدش کردند که اگر بار دیگر وارد فعالیت‌های سیاسی شود به شدت با او برخورد خواهند کرد. اما این تعهد و این تهدید نتیجه‌ای جز مخفی شدن فعالیت سیاسی او نداشت.

در سال 1354 محمد دیپلمش را گرفت. در کنکور دانشگاه قبول شد و برای ادامه تحصیل راهی مدرسه عالی بازرگانی تبریز شد. در دانشگاه، فعالیت‌های سیاسی او همچنان ادامه داشت. او به همراه دوستانش انجمن اسلامی مدرسه عالی بازرگانی را پایه‌گذاری کرد. اعلامیه‌های انقلابی و جزوه‌ها و بیانیه‌های ضد رژیم توسط این انجمن اسلامی میان دانشجویان توزیع می‌شد.

در سال 1355 محمد به عضویت گروه «منصورون»، که یک گروه مذهبی معتقد به مبارزه مسلحانه بود، پیوست. از جمله فعالیت‌هایش در این گروه حمل مقداری اسلحه از تهران به اهواز در سال 1356 بود که به‌رغم باخبر شدن ساواک از این کار آن را با زیرکی و مهارت انجام داد و نگذاشت که اسلحه‌ها به دست مأموران ساواک بیفتد.